شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بندگی هنگامهٔ عشرت پرستیها بس استطوق‌گردن همچو قمری خط جام ما بس است
۲
غیر داغ آرایش دل نیست مجنون مراجوهرآیینهٔ این دشت نقش پا بس است
۳
گر بساط راحت جاوید باید چیدنتیک نفس مقدار در آیینهٔ دل جا بس است
۴
می‌پرستان فارغند از عرض اسباب‌کمالموج‌صهبا جوهر آیینهٔ مینا بس است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth