شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هستی به رنگ صبح دلیل فنا بس استبهر وداع ما نفس‌ آغوش ما بس است
۲
زین بحر چون حباب کمال نمود ماآیینه‌داری دل بی‌مدعا بس است
۳
ما مرد ترکتازی آن جلوه نیستیمبهر شکست لشکر ما یک ادا بس است
۴
محروم پای‌بوس تو را بهر سوختنگرشعله‌نیست غیرت رنگ حنابس است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth