شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بسکه این‌گلشن افسرده‌کدورت رنگ استنفس غنچه‌برآبینهٔ شبنم زنگ است
۲
از تماشاگه حیرت نتوان غافل بودبزم بی‌رنگی آیینه سراپا رنگ است
۳
در مشرب زن و از قید مذاهب بگریزعافیت‌نیست در آن‌بزم‌که سازش‌جنگ است
۴
هر طرف موج خیالی‌ست به توفان همدوشکشتی سبز فلک غرقهٔ آب بنگ است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth