خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل مضطرب یأس و نفس ناله به چنگ استدریاب که خون رگ ساز تو چه رنگ است
۲
تا راه سلامت سپری محو عدم باشآسودگی شیشه همان در دل سنگ است
۳
آیینه به صیقل زن اگر حوصله خواهیدر قلزم تحقیق صفای تو نهنگ است
۴
هر گه مژه واشد چو شرر رفتهای از خویشاز چشم به هم بسته شتاب تو درنگ است
صفحهٔ ۱ از ۳