خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بس که ساز این بساط آشفتگیهای دل استبیشکست شیشه امید چراغان مشکل است
۲
صید مجنونطینتان بیدام الفت مشکل استهرکه بیمار محبت گشت سرتا پا دل است
۳
چشم واکردن کفیل فرصت نظاره نیستپرتو این شمع آغوش وداع محفل است
۴
وحدت و کثرت چو جسم و جان در آغوش همندکاروان روز و شب را در دل هم منزل است
صفحهٔ ۱ از ۴