شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
احتیاجی با مزاج سبزه وگل شامل استهرچه می‌روید ازین صحرا زبان سایل است
۲
اعتبارات غنا و فقر ما پیداست چیستخاک از آشفتن غبارست و به جمعیت‌گل است
۳
وحشت بحر از شکست موج ظاهر می‌شودرنگ روی عشقبازان‌گرد پرواز دل است‌
۴
بی‌گداز خویش باید دست شست از اعتبارهرکه درخود می‌زند آتش چراغ محفل است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth