شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ستم شریک من یاس خوشدن ستم استحریف عذر هزار آرزو شدن ستم است
۲
دلی‌ست در بغلت بو کن و تسلی باشچو آهوان ز هوا نافه جو شدن ستم است
۳
مرا به حیرت آیینه رحم می‌آیدطرف به‌این‌همه‌ زشت و نکو شدن ستم است
۴
فنا نگشته ز تنزیه شرم باید داشتبه رنگ بال نیفشانده بو شدن ستم است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth