شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعله‌ ها در گرم جوشی‌، داغ آه سرد ماستنغمه هم حسرت غبار ناله‌های درد ماست
۲
خاک تمکین آشیان حیرت آن جلوه ‌ایملنگر دامان چندین دشت وحشت‌ گردماست
۳
حال‌ دل صد گل ز چاک‌ سینهٔ ‌ما روشن استصد سحر بوی جگر در رهن آه سرد ماست
۴
بسکه در دل مهرهٔ شوق سویدا چیده‌ایمازکواکب چرخ هم داغ بساط نردماست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth