خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۴۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیمجانداده و دلبستهٔ سودای دمشقیم
۲
زان صبحِ سعادت که بتابید از آن سوهر شام و سحر مستِ سحرهای دمشقیم
۳
بر باب بریدیم که از یار بریدیمزان جامعِ عشّاق به خضرای دمشقیم
۴
از چشمه بونواس مگر آب نخوردیما عاشقِ آن ساعدِ سقّای دمشقیم
صفحهٔ ۱ از ۴