خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم استمرگت به ته بال هما سایهٔ بوم است
۲
چون پیر شدی از امل پوچ حیاکنیکسر خط تقویمکهن ننگ رقوم است
۳
این جمله دلایلکه ز تحقیق توگلکرددر خانهٔ خورشید چراغان نجوم است
۴
ای دعوی علم و عمل افسون حجابتگرد تب وتاب نفس است این چه علوم است
صفحهٔ ۱ از ۳