خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
طبعیکه امیدش اثر آمادهٔ بیم استگر خود همه فردوس بود ننگ جحیم است
۲
بر طینت آزاد شکستی نتوان بستبیرنگی این شیشه ز آفات سلیم است
۳
در دهر نهتنها من و تو بسمل یأسیمگر بازشکافی دل هر ذره دو نیم است
۴
صد زخم دل ایجادکن ازکاوش حسرتچون سکه گرت چشم هوس بر زر و سیم است
صفحهٔ ۱ از ۳