خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زندگی را شغل پرواز فنا جزوتن استبا نفس،سرمایهای گر هست ازخود رفتن است
۲
نبض امکان را که دارد شور چندین اضطرابهمچو تار ساز در دلهیچ و بر لب شیون است
۳
بگذر از اندیشهٔ یوسفکه درکنعان مایا نسیم پیرهن یا جلوه ی پیراهن است
۴
هیچکس سر برنیاورد ازگریبان عدمشمع این پروانه از خاکستر خود روشن است
صفحهٔ ۱ از ۳