خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خودگدازی نمِکیفیت صهبای من استخالی از خویش شدن صورت مینای من است
۲
عبرتم، سیر سراغم همه جا نتوانکردنچشم بر خاک نظر دوخته، جویای من است
۳
سازگم گشته گیام، این همه توفان داردشور آفاق، صدای پر عنقای من است
۴
همچو داغ از جگر سوختگان میجوشمشعله هرجامژهای گرمکند جای مناست
صفحهٔ ۱ از ۳