خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بحر رازم پیچ و تاب فکرگرداب من استشوخی طبع رسا امواج بیتاب من است
۲
صاف معنیکرد مستغنی ز درد صورتمچون بط می باطن من عالم آب من است
۳
شور شوقم پردهٔ آهنگساز بیخودیستنالهٔمن چون سپند افسانهٔخوابمن است
۴
در صفای حیرتم محو است نقشکایناتاینکتانگمگشتهٔ آغوش مهتاب من است
صفحهٔ ۱ از ۳