شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خاک نمیم‌، ما را،‌کی فکر عجز و جاه استگرد شکستهٔ ما بر فرق ماکلاه است
۲
عشق غیورا‌ز ما چیزی نخواست جزعجزسازگدایی اینجا منظور پادشاه است
۳
خیر و شری‌که دارند بر فضل واگذاریدهرچند امید عفو است درکیش ماگناه است
۴
با عشق غیرتسلیم دیگر چه سرکندکسدر آفتاب محشر بی‌سایگی پناه است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth