شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکجا وحشتی از آتشم افروخته استبرق در اول پرواز نفس سوخته است
۲
چه خیال است دل از داغ تسلی‌گردداخگری چشم به خاکستر خود دوخته است
۳
لاف را آینه‌پرداز محبت مکنیدبه نفس هیچکس این شعله نیفروخته است
۴
نتوان محرم تحقیق شد از علم و عملو ضعها ساخته و ما و من آموخته است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth