شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۵۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتش وحشتم آنجاکه برافروخته استبرق در اول پرواز، نفس سوخته است
۲
چه خیال است دل از داغ‌، تسلی‌گردداخگرم چشم به خاکستر خود دوخته است
۳
گفتگو آینه‌پرداز محبت نشودبه نفس هیچ‌کس این شعله نیفروخته است
۴
از قماش بد و نیک دو جهان بیخبریمچون حیا پیرهن ما نظر دوخته است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth