خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۵۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برروی ما چوصبح نهرنگی شکسته استگردی ز دامن تپش دل نشسته است
۲
بیآفتاب وصل تو بخت سیاه مامانند سایه آینهٔ زنگ بسته است
۳
زاهد حذر ز مجلس مستانکه موج میصد توبه را به یک خم ابرو شکسته است
۴
در بزمگاه عشق هوس را مجال نیستتا شعلهگرم جلوه شود دود جسته است
صفحهٔ ۱ از ۳