شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در جنونم موی سر سامان راحت چیده استخاک این صحرا لب خش‌که را لیسیده است
۲
تاگل محرومی ازگلزار وصلت چیده استسایهٔ بیدی سراپای مرا پوشیده است
۳
سخت بیدردی‌ست دست‌از دامنت برداشتنهمچو شمع‌کشته در چشمم نگه خوابیده است
۴
تا مرا عشقت چو شبنم دیدهٔ بی‌خواب دادخون من رنگی به روی برگ‌گل خوابیده است
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth