خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم به دل نوید صفایی رسیده استاز پیشگاه آینه صبحی دمیده است
۲
این صیدگاهکیستکه از جوشکشتگانبسمل چو رنگ در جگر خون تپیده است
۳
گل جام خود عبث به شکستن نمیدهدصاف طرب به شیشهٔ رنگ پریده است
۴
جرأتکجا و من زکجا لیک چاره نیستنقاش دامن تو به دستم کشیده است
صفحهٔ ۱ از ۳