شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکجا دستت برون از آستین‌گردیده استشاخ‌گل از غنچه‌ها دامان چین‌گردیده است
۲
نیک‌و بد درساز غفلت رنگ تمییزی نداشتچشم ما از بازگشتن کفر و دین گردیده است
۳
رفتن از خود سایه را آیینهٔ خورشید کردرنگ ‌ما بی‌دست‌و پایان اینچنین‌گردیده است
۴
روزگاری شد که سیل‌ گریه محو قطرگی‌ستخرمن‌ما از چه آفت‌خوشه‌چین‌گردیده است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth