شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا فلک درگردش است آفت به‌هرسوهاله استدر مزاج آسیا چندین شرر جواله است
۲
یأس‌کن خرمنگه درگشت امید زندگیریزش یک مشت دندان حاصل صدساله است
۳
زین چمن با درد پیمایی قناعت‌کرده‌ایمجام‌گل تسلیم یاران ساغر ما لاله است
۴
با بزرگیهای شیخ آسان‌که می‌گردد طرفپیش این جاسوس رعنا سامری‌گوساله است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth