خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبس به خلوت حسن توبارآینه استنگاه هر دو جهان در غبار آینه است
۲
هجوم چاکگل آغوش شبنم است اینجابهار هم چقدر دلفگار آینه است
۳
کدام جلوه که محتاج صافی دل نیستبه هرچه مینگری شرمسار آینه است
۴
چنان به عشق تولبریزجلوه خویشمکه هر طرف رودم، دل دچار آینه است
صفحهٔ ۱ از ۳