خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قید الفت هستی وحشتآشیانیهاستشمع تا نفس دارد شیوه پرفشانیهاست
۲
شانه را به گیسویش طرفه همزبانیهاستسرمه را به چشم او، الفتآشیانیهاست
۳
ما ز سیر این گلشن عشوه طرب خوردیمورنه چشم واکردن عبرت امتحانیهاست
۴
ای سحر تامل کن، یک نفس تحمل کنوحشت و دم پیری شوخی و جوانیهاست
صفحهٔ ۱ از ۳