خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۴۵
باب دوم در اخلاق درویشان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آوردهاند که فقیهی دختری داشت به غایت زشت به جایِ زنان رسیده، و با وجود جِهاز و نعمت کسی در مُناکِحت او رغبت نمینمود.
۲
زشت باشد دَبِیقی و دیباکه بود بر عروسِ نازیبا
۳
فیالجمله، به حکم ضرورت عَقْدِ نِکاحش با ضَرِیری ببستند.
۴
آوردهاند که حکیمی در آن تاریخ از سَرِنْدیب آمده بود که دیدهٔ نابینا روشن همیکرد.
صفحهٔ ۱ از ۲