خلوتی با سعدی
حکایت شمارهٔ ۴۶
باب دوم در اخلاق درویشان
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پادشاهی به دیدهٔ اِستِحقار در طایفهٔ درویشان نظر کرد.
۲
یکی زآن میان به فِراست به جای آورد و گفت: ای مَلِک! ما در این دنیا به جَیْش از تو کمتریم و به عَیْش خوشتر و به مرگ برابر و به قیامتْ بهتر.
۳
اگر کشورْخدای کامران استوگر درویشِ حاجتمند نان است
۴
در آن ساعت که خواهند این و آن مُردنخواهند از جهان بیش از کفن برد
صفحهٔ ۱ از ۴