خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقاش ازل تا کمر مو کمران بستتصویر میانت به همان موی میان بست
۲
از غیرت نازست که آن حسن جهانتابواگرد نقاب ازرخ و برچشم جهان بست
۳
شهرتطلبان! غرهٔ اقبال مباشیدسرهاست در اینجا که بلندی به سنان بست
۴
سامان کمال آن همه بر خویش مچینیدانبوهی هر جنسکه دیدیم دکان بست
صفحهٔ ۱ از ۳