خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۶۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کنون که مژدهٔ دیدار شوق بنیادستبه هر طرف رودم دل تجلیآبادست
۲
مکن به آینه تکلیف نامه و پیغامکه در حضور نویسی تحیر استادست
۳
تعلقی به دل ما خیال بشه نکردبه ناوکت که درین باغ سرو آزادست
۴
مشو ز حسرت دیدار بیش ازین غافلکه دیدهها چو جرس بی تو شیونآبادست
صفحهٔ ۱ از ۴