شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل ز اوهام غبارآلودست‌زنگ آیینهٔ آتش‌، دودست
۲
عمرها شدکه چو موج‌گهرمبال پرواز قفس فرسودست
۳
طرف عجز غرور ست ابنجاسجده‌ها آینهٔ مسجودست
۴
معنی شهرت عنقا دریابشور معدومی ما موجودست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth