شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۶۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اوج جاه‌، آثارش از اجزای مهمل ریخته‌ستخار و خس‌ازبس فراهم‌گشته این‌تل ریخته‌ست
۲
صورت کار جهان بی‌بقا فهمیدنی‌سترنگ بنیادی‌که می‌ریزند اول ریخته‌ست
۳
چشم‌کو تا از سواد فقر آگاهش‌کنندشب ز انجم تا چراغ بزم مکحل ریخته‌ست
۴
سستی فطرت ز آهنگ سعادت بازداشترشته‌های تابدار اکثر به مغزل ریخته‌ست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth