شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۷۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به زخم هستی اگر شرم بخیه پردازی‌ستعرق‌کن ای شررکاغذ آنچه غمازی‌ست
۲
به‌فرصت نفسی چندصحبت است اینجاتأملی‌که درین بزم باکه دمسازی‌ست
۳
نه دی‌گذشت و نه فردا به پیش می‌آیدتجدد من و ما تا قیامت آغازی‌ست
۴
به غیر ساختگی نیست نقش عالم رنگشکست نیز در این‌کارخانه پردازی‌ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth