خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۷۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
صفای حال ما مغشوش رنگیستعدم را نام هستی سخت ننگیست
۲
ز قید سخت جانیها مپرسیدشرار ما قفس فرسوده سنگیست
۳
به هر جا بال عجز ما گشودندپر پرواز نقش پای لنگی ست
۴
نواهایی که دارد ساز زنجیرز شست شهرتمجنون خدنگیست
صفحهٔ ۱ از ۳