خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیساز انفعال سراپای من تهیستچون شبنم ازوداع عرق جای من تهیست
۲
نیرنگ عالمی به خیالم شمردهگیرصفر ز خودگذشتهام اجزای من تهیست
۳
رنگی ندارد آینهٔ مشرب فناازگرد خوا دامن صحرای من تهیست
۴
دل محو مطلق است چه هستیکجا عدماز هرچه دارد اسم معمای من تهیست
صفحهٔ ۱ از ۳