شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز خموشی هرکه دل بر ناله و فریاد داشتشمع خود را همچو نی در رهگذار باد داشت
۲
ای خوش آن عهدی‌که در محراب چشم انتظاراشک ما هم‌گردشی چون سبحهٔ زهاد داشت
۳
صید ما را حلقهٔ دام بلا شد عافیتگوشهٔ چشمی‌که با دل الفت صیاد داشت
۴
خواب اگروحشت گرفت از دیدهٔ من دور نیستخانهٔ چشمم چوگوهر آب در بنیاد داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth