شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۱۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
برق آفت لمعه در بی‌ضبطی اسرار داشتنعرهٔ منصور تا گردن فرازد دار داشت
۲
نغمهٔ تار نفس بی‌مژدهٔ وصلی نبودنبض دل تا می‌تپید آواز پای یار داشت
۳
دور باش منع دیدن پیش ییش جلوه استلن‌ترانی برق چندین شعلهٔ دیدار داشت
۴
گرد پروازی ز هستی تا عدم پیوسته استکاروان ما همین شور جرس دربار داشت
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth