شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب‌که شور بلبل ما ریشه درگلزار داشتبوی‌ گل در غنچه رنگ ناله در منقار داشت
۲
نغمه‌ جولا‌ن صید نیرنگ‌ که‌ زین‌ صحرا گذشتترکش تیر بتان فریاد موسیقار داشت
۳
رخصت یک جنبش مژگان نداد آگاهی‌امحیرت اینحا خواب یا از دیدهای بیدار داشت
۴
عقدهٔ محرومیِ کس فکر جمعیت مبادتا پریشان بود دل‌، بویی ز زلف یار داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth