شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا جنون نقد بهار عشرتم در چنگ داشتطفل اشکی هم‌که می‌دیدم به دامن سنگ داشت
۲
عمری از فیض لب خاموش غافل زیستمنغمهٔ عیش ابد این ساز بی‌آهنگ داشت
۳
با همه وحشت غبار دامن خاکیم و بساشک در عرض‌روانی نیز عذر لنگ داشت
۴
ازگهر تهمت‌کش افسردن است اجزای بحرهرکه اینجا فال راحت زد مرا دلتنگ داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth