شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش در راه خیالت عجز شوق آهنگ داشتسعی‌ جولانی که‌ نازشها به پای لنگ داشت
۲
دل به ذوقِ جلوه‌ات با عالمی کرد‌ه‌ست صلحورنه ‌این شخص‌ جنون ‌با سایهٔ ‌خود جنگ داشت
۳
در گلستانی ‌که حیرت فرش جولان تو بودچشم هر برگ گل آشوب از غبار رنگ داشت
۴
بی‌تو از هر قطره اشکم ریخت رنگ ناله‌ایآرزو در پردهٔ چشمم عجب آهنگ داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth