خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در وادیی که قدرت عجزم کمال داشتبالیدگی چو آبلهام پایمال داشت
۲
سیراب نازم از دل بیمدعای خویشگوهربه جیب صافی مطلب زلال داشت
۳
کردیم سیر وادی وحشت .سواد عشقتا نقش پا همان رم چشم غزال داشت
۴
-عون شمع جنبش مژه ها را، رختش بردپرواز آرمیده ما طرفه بال داشت
صفحهٔ ۱ از ۳