شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرجا دلی تپیدن شوق خیال داشتگرد به باد رفتهٔ من رقص حال داشت
۲
روزی که عشق زد رقم ناتوانی‌امچون خامه استخوان تنم مغز نال داشت
۳
رازم ز بی‌نقابی اظهار اشک شدعریانی اینقدر عرق انفعال داشت
۴
درکیش عشق ساز رهایی ندامت استافسوس طایری ‌که به دام تو بال داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth