خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نظر بر شوخی من نرگس خودکام داشتچشمهٔ آیینه موج روغن بادام داشت
۲
باد دامانت غبارم را پریشانکرد و رفتسرمهام درگوشهٔ چشم عدم آرام داشت
۳
عالمی را صید الفت کرد رنگ عجز مندر شکست خویشتن مشت غبارم دام داشت
۴
پختگی در پردهٔ رنگ خزانی بوده استمیوهام در فکر سرسبزی خیالی خام داشت
صفحهٔ ۱ از ۲