خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که جوش حسرتی زان نرگس خودکام داشتچشمهٔ آیینه موج روغن بادام داشت
۲
یاد آن شوقیکه از بیطاقتیهای جنوندل تپیدن نیز در راهت شمار گام داشت
۳
پختگی در پردهٔ رنگ خزانی بوده استمیوه هم در فکر سرسبزی خیالی خام داشت
۴
باد دامانت غبارم را پریشان کرد و رفتسرمهای در گوشهٔ چشم عدم آرام داشت
صفحهٔ ۱ از ۳