شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشتمهر بال و پر همان جز بیضهٔ عنقا نداشت
۲
عالمی زین بزم عبرت مفلس و مایوس رفتکس‌ نشد آگه‌ که‌ چیزی‌ داشت‌ با خود یا نداشت
۳
بیکسی زحمت‌پرست منت احباب نیستیاد ایامی‌ که کس یاد از غبار ما نداشت
۴
هرچه پیش آمد همان رو بر قفاکردیم سیریک قلم دی داشتیم امروز ما فردا نداشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth