شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه را دستی ز همت بود جز بر دل نداشتدستگاه پرتو یک شمع این محفل نداشت
۲
دل به هرنقشی‌که بستم صورت آیینه بودنسخهٔ تحقیق امکان جز خط باطل نداشت
۳
عاجزیها را غنیمت دان که درباب طلبدست‌و پایی‌گز می‌کردیم‌گم ساحل نداشت
۴
انفعالی نیست دل را ورنه درکیش حیاسنگ ‌هم‌گر آب‌می‌شد عقده ای مشکل نداشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth