خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش از نظر خیال تو دامنکشان گذشتاشک آنقدر دوید ز پی کز فغان گذشت
۲
تا پر فشاندهایم ز خود هم گذشتهایمدنیا غم تو نیست که نتوان از آن گذشت
۳
دارد غبار قافلهٔ ناامیدیاماز پا نشستنی که ز عالم توان گذشت
۴
برق و شرار محمل فرصت نمیکشدعمری نداشتم که بگویم چهسان گذشت
صفحهٔ ۱ از ۴