شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۸۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمری‌ست ‌سرشکی نزد از دیدهٔ تر موجاین بحر نهان ‌کرد در آغوش ‌گهر موج
۲
تحریک نفس آفت دل‌های خموش استبر کشتی ما اره بود جنبش هر موج
۳
دانا ثمر حادثه را سهل نگیرددر دیدهٔ دریاست همان تار نظر موج
۴
سرمایهٔ لاف من و ما گرد شکستی‌ستجز عجز ندارد پر پرواز دگر موج
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth