خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۸۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان هیچ و جسد هیچ و نفس هیچ و بقا هیچای هستی تو ننگ عدم تا به کجا هیچ
۲
دیدی عدم هستی و چیدی الم دهربا این همه عبرت ندمید از تو حیا هیچ
۳
مستقبل اوهام چه مقدار جنون داشترفتیم و نکردیم نگاهی به قفا هیچ
۴
آیینهٔ امکان هوسآباد خیال ستتمثال جنونگر نکند زنگ و صفا هیچ
صفحهٔ ۱ از ۳