شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شد لب شیرین ادایش با من از ابرام تلخاز تقاضای هوس کردم می این جام تلخ
۲
پختگی در طبع ناقص بی‌دماغ تهمت استدود می‌آید برون از چوبهای خام تلخ
۳
امتداد عمر برد از چشم ما ذوق نگاهکهنگی‌ها کرد آخر مغز این بادام تلخ
۴
دشمن امن است موقع ناشناسی دم زدنزندگی بر خود مکن چون مرغ بی‌هنگام تلخ
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth