خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۹۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر شور مستیام کند اندیشه گردباددرگردش قدح شکند شیشه گردباد
۲
از رشک وحشتی که گرفتهست دامنمترسم به پای خوبش زند تیشه گردباد
۳
شور جهان ترانهٔ دود دماغ کیستصد دشت و در تنیده به یک ربشه گردباد
۴
جولان شوق باک ندارد ز خار و خسمشکل ز پیش پا کند اندیشه گردباد
صفحهٔ ۱ از ۲