شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۹۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب که توفان‌جوشی چشم ترم آمد به یادفکر دل کردم بلای دیگرم آمد به یاد
۲
با کدامین آبرو خاک درش خواهی شدن؟داغ شو ای جبهه، دامان ترم آمد به یاد
۳
نقش پایی کرد گل بیتابی‌ا‌م در خون نشاندپهلویی بر خاک دیدم بسترم آمد به یاد
۴
ذره را دیدم پرافشان هوای نیستینقطه‌ای از انتخاب دفترم آمد به یاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth